امیر دل

یاد بگذشته به دل ماند و دریغ

نیست یاری که مرا یاد کند

 

دیده ام خیره به ره ماند و نداد،

نامه ای تا دل من شاد کند

***

در کنار باغچه به خلوت بی همتای آسمان امشب نگاه میکنم . . .

نمی دانم خواب چرا با چشمانم دیگر بیگانه است . . .

یک آسمان پر ستاره و یک ماهه نیمه . . .

سکوت را صدای جیرجیرک می شکند، گویا او هم بی خواب است امشب . . .

چیزی در من مرا به این حال می خواهد،

 

من گناهکارم که دوری از چشمان زیبایت شکنجه من شده و چه سخت شکنجه ایست . . .

چشمانم بی طاقتند که اینگونه نم نم میخوانند از دلتنگی ام . . .

به زمان قسم گلم که باور مرگ برای من راحت تر از دوری توست . . .

امشب چقدر من و شب و این جیرجیرک تنهاییم . . .

جیرجیرک با صدایش می گوید تنهاست ، شب با خلوتش . . .

من با اشک هایم . . .

عاری از گناه

خود را اگرچه سخت نگه داری از گناه
گاهی شرایطی است که ناچاری از گناه


هر لحظه ممکن است که با برق یک نگاه
بر دوش تو نهاده شود باری از گناه


گفتم: گناه کردم اگر عاشقت شدم...
گفتی تو هم چه ذهنیتی داری از گناه!!
...
سخت است این‌که دل بکنم از تو، از خودم
از این نفس کشیدن اجباری، از گناه


بالا گرفته‌ام سرِ خود را اگرچه عشق
یک عمر ریخت بر سرم آواری از گناه


دارند پیله‌های دلم درد می‌کشند
باید دوباره زاده شوم ـ عاری از گناه ـ

راز دل

گاهی میان وسعت دستان خالیم حس میکنم، تمام دار و ندارم نگاه توست! و اگر به تو زل نميزنم، رازي است که با نگاه فاش ميشود . . .

 یاد سهراب بخیر.......

آنکه تا لحظه ی خاموشی گفت: تو مرا یاد کنی یا نکنی...من به یادت هستم..

آرزویم همه سر سبزیه توست.....

 

 

خاطره دو

سلام

خاطره

سلام

رقابت رسانه های استان در انعکاس اخبار نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در ۱۳ اسفند، بسیار فشرده و تنگاتنگ بود، در این میان لینک های مربوط به گزارش های لحظه به لحظه ی خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا منطقه آذربایجانشرقی از روند شمارش آراء در حوزه های انتخابیه استان در این پست آورده شده است.

گزارش 1

گزارش 2

گزارش 3

گزارش 4

گزارش 5

 

ادامه نوشته

بهای بهارستان؟!!!

 

واقعا بهای رویای تکیه بر کرسی های بهارستان چقدر است که تهمت، دروغ، وعده های نادرست، خشونت ورزی، تهدید، تطمیع و خرج های آن چنانی، به عنوان یکی از مصادیق بد اخلاقی های رایج در فضای تبلیغاتی مورد پذیرش قرار گرفته و متأسفانه برخی کاندیداها، آنچنان در تنور داغ تبلیغاتی گرم شده اند که از خسارت های فرهنگی و اجتماعی ناشی از این بد اخلاقی ها در جامعه غافل اند.

بهای بهارستان؟!!!

خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد...

خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد
نخواست او به من خسته ـ بی‌گمان ـ برسد

شکنجه بیش از این‌؟ که پیش چشم خودت‌
کسی که سهم تو باشد، به دیگران برسد

چه می‌کنی‌؟ اگر او را که خواستی یک عمر
به راحتی کسی از راه ناگهان برسد…

رها کنی‌، برود، از دلت جدا باشد
به آن‌که دوست‌تَرَش داشته‌، به آن برسد

رها کنی‌، بروند و دو تا پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد

گلایه‌ای نکنی‌، بغض خویش را بخوری‌
که هق‌هق تو مبادا به گوششان برسد

خدا کند که‌… نه‌! نفرین نمی‌کنم‌، نکند
به او، که عاشق او بوده‌ام‌، زیان برسد

خدا کند فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط زود آن زمان برسد

 

نجمه زارع

شاعر معاصر که در سال 1384 و در سن 23 سالگی درگذشت.

 

سوشیانس

 

من زنده‌ام به شایعه‌ها اعتنا نکن

 در شهر کشته‌اند کسی را شبیه من!

******

 ناهمربانم نمی دانم، از پس کدامین سحر، تلاقی نگاهمان تعبیر خواهد شد؛

                                    ولی؛ باز بی صبرانه شبهایم را به امید وصالت صبح می کنم!

 

 طلوع آفتاب را می نگرم؛ بی آنکه در دلم نجوایی کنم!

                                      ایمان دارم به صدای درونم، که تو خواهی آمد!

 

  از پس هر چه سیاهی ست، خواهی آمد؛ مصداق کامل روشنایی!

                                      بی آنکه غرورم در برابر اغیار شکسته شود، پای تو خواهم نشست!

 

تا تویی تنها امیدم، از من نخواه که از نگاه خیره به آسمان خسته شوم

                                    خورشید برایم جذبه ای ندارد، نامهربانم چشم به راه خورشید ابدی ام!

 

اگر دل سپردن به يادت خطاست، به تكرار باران خطا مي كنم...

 

من یک ایرانی ام؛

من یک ایرانی ام؛ با پشتوانه ای به سن و سال تاریخ

اینکه گذر تاریخ چه بر سر قلمروی وسیع مملکتم آورده است، بماند! ولی برخی بر این باورند که علت تفکیک بخشی از کشورم در برهه ای از تاریخ فقط بدلیل عدم آشنایی سران مملکتم به حقوق سیاسی شان بود.

فقط همین عدم آشنایی به حقوق سیاسی! و این بود که قسمتهای وسیعی از قفقاز را طی تشریفاتی به اسم روسیه سند زدند.

سرزمین های جدا شده قفقاز بر اساس معاهدات گلستان و ترکمانچای با روسیه(1813و 1828م)

آران و شروان: ۸۶۶۰۰ کیلومتر مربع؛

ارمنستان: ۲۹۸۰۰ ک .م؛

گرجستان: ۶۹۷۰۰ ک.م؛

‎داغستان: ۵۰۳۰۰ ک.م؛

اوستیای شمالی: ۸۰۰۰ ک.م؛

چچن: ۱۵۷۰۰ ک .م؛

اینگوش: ۳۶۰۰ ;ک.م‎

جمع ‏کل: ۲63700 کیلومتر مربع

ترکمانچای

... در دل من چیزی است،

مثل یک بیشه نور ، مثل خواب دم صبح

و چنان بی تابم، که دلم می خواهد

بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه

دورها آوایی ست که مرا می خواند  . .