روزهای کودکی
می خواهم برگردم به روزهای کودکی
آن زمان ها که:
پدر تنها قهرمان بود
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود
... ... ... بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام و
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 7:35 توسط سپیدار
|
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود